www.asfar.ir - Articles by Ali Tabatabai Yazdi


--(صفحه اصلى)--

سکه ضرب شاه سلطان حسین صفوی

ali at mtlib dot com


RSS
موضوع ها
آخرین نوشته ها
  • استقبال حافظ
  • سپیای رئیس سادات
  • بی مثال
  • سلام بر حسین ع
  • شیدای عالم
  • مخمس آویزانیه
  • بهاره
  • عشق بی سرانجام
  • نسخه خطی
  • در مذمت آنان که همت ایشان تمام مصروف شراب و طعام است من سلسلة الذهب
  • عشق شیرین
  • بنی آدم اعضای یک پیکرند
  • پيرانه‌سرم عشق جوانی به سر افتاد
  • بهارستان
  • اخوانیه خطی
  • غزل جانسوز عاشقانه، برای آلای نازنین دردانه
  • شعر سلطان قاجار
  • احمد بن حنبل
  • کیمیای کینه
  • گندم ری
  • یکدم از خاطر نخواهد رفت یاد تاشکندم
  • وبدهند زکات را و ایشان در رکوع باشند
  • ببودن یا نبودن
  • ای بهارِ همچنان تا جاودان در راه
  • شعر حکیم سنائی تقدیم به آقاموسا و آقابابا
  • دوشینه مهی به خواب دیدم
  • هان! هیولی برهنه پوش آمد
  • در گوشه بام مردمان شیشتنکاش
  • مکن تعجیل تا از عشق رنگی برکند کارت
  • شرح تجرید
  • ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
  • موسیقی ملل
  • من دختر نیستم!
  • از بخت سرکشم
  • بیقراری عشق شورانگیز
  • مصایب مسیح
  • این نیست تناسخ سخن وحدت محض است!
  • فیلم اسامه
  • سامره
  • اخوانیه ای در جواب استاد فکرت
  • سایت های دیگر
  • کاتبان

  • کتابخانه محقق طباطبائی

  • کتابخانه امیرالمؤمنین ع مشهد

  • کتابنامه

  • خاندان طباطبائی یزدی

  • مجموعه


  • وبلاگها:
  • گاو خونی حسین نوروزی

  • چه بگویم حسنی

  • تنبل‌خونه شاه عباسی

  • خرمگس خاتون

  • بشکاف محمد بیاگوی نازنینم

  • میان ماندن و رفتن یاحقی

  • خوابگرد سید رضا شکراللهی

  • فصل فاصله محمدرضا ترکی

  • فیروزه

  • سیبستان

  • تادانه یوسف علیخانی

  • تذکره سید محسن موسوی

  • آن روزهای محمد آصف فکرت

  • نجوای دکتر فرهانی منفرد

  • نامه به نویسنده
    نظرات دیگران:
    فاطمه از شيراز

    سلام دوست دوستم
    خيليهااز صبح تا شب در تلاشند كه آدم شوند و گاهي هم كساني پيدا مي شود كه چون مي دانند اگر آدم شوند ديگر چيزي نخواند داشت از آدم شدن مي گريزند.
    هر از چند وقتي يادداشت هايت را مي خوانم بعد ازآن كلي طول مي كشد كه از آدم شدن رها شوم.

    ارسال شده در پنجشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۳:۵۷ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    لینک های روزانه

    Links RSS
  • دکتر عنایت الله رضا درگذشت
    مجلس یادبود سه‌شنبه 22 تیرماه ساعت 18 تا 20 در تالار رسول اکرم(ص) دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  • ارتباط حقیقی
  • پانورامای مراسم عاشورا در استانبول
  • این یک برج نیست
  • That's how it came
  • من برفی برای رُفتن نبارم
  • فقط سی و دو حرف
  • عکس‌هایی که دنیا را تکان نداد
  • توسعه لغتنامه دهخدا در اینترنت
    شما هم میتوانید لغتی را به لغتنامه کرامند دهخدا بیفزایید.
  • ان شاء الله
  • عجم در شاهنامه
    بررسی کوتاهی از جلیل دوستخواه درباره کاربرد ناسزای «عجم» در کتاب شریف شاهنامه.
  • چرا شجریان استاد است.
  • هدایت، دهخدا، سیاسی، تاشکند
  • مجسمه های جالب
  • نادر ابراهیمی درگذشت
  • در مضرات دخانیات
    دوستی، به علت احساس شدید همصادپنداری و تعهد به دخانیات، از این لینکینگ امتناع کرد.
  • درباره هورتون
  • سعید نوشته است: زمانه وارفتگی
  • درباره ممد نبودی ببینی
  • لغتنامه دهخدا
  • درباره زمستان اخوان ثالث از محمدکاظم کاظمی
  • طوطی و زنبور
    پاسخ دوم عبدالکریم سروش به آیت الله سبحانی
  • در ستایش فردوسی
    با حضور دکتر ابراهیمی دینانی!
  • عکسهای قبور برخی از مشاهیر شوروی
    قبر ابوالقاسم لاهوتی هم اینجاست. قبر یلتسین هم زیباست.
  • انسانم آرزوست
    گفتگو با بهاءالدین خرمشاهی
  • اگر عقل نباشد گفتگو جدل میشود
    دكتر ديناني معتقد است كه فقط گفت‌وگوي فلسفي است كه گفت‌وگو محسوب مي‌شود در غير اين صورت آن گفت‌وگو تبديل به جدل و خطابه مي‌شود.
  • مجسمه های عجیب
  • مصطفی ملکیان: مولانا تناقض گو است.
  • کیچ چیست؟
    فقط در عرصه‌ی هنر نیست که با مفهومی به نام کیچ مواجه‌ایم. کیچ در تمام عرصه‌های زندگی‌ حضوری غیرقابل انکار دارد و می‌توان آن را در سیاست، مد
  • ای ایران ای مرز پرگهر
    در کنار مقاله مجله بخارا در باب این سرود، کارنامه سرود را تکمیل میکند.
  • گالری عکس
    دانشمند بزرگ علم حدیث، علامه محمدباقر مجلسی
    دانشمند بزرگ علم حدیث، علامه محمدباقر مجلسی

    علامه مجلسی (درگذشته در 1110 هجری) دانشمند بزرگ شیعه و نگارنده کتاب شریف بحار الأنوار.
    ارسال شده در 1387/04/02 ساعت 14:46
    بنای زیبای کلیسای وانک در جلفای اصفهان
    بنای زیبای کلیسای وانک در جلفای اصفهان

    ارسال شده در 1386/05/03 ساعت 09:01
    اصفهان
    اصفهان

    این طور مغازه را تنها در اصفهان میتوان دید. یکی از جلوه های اصفهان در خاطر مسافر، همین هاست.
    ارسال شده در 1386/05/03 ساعت 08:56
    مقرنس سردر مسجد شاه اصفهان
    مقرنس سردر مسجد شاه اصفهان

    ارسال شده در 1386/05/03 ساعت 08:51
    تمثال مبارک دانشمند بزرگ حضرت علامه محمدباقر مجلسی
    تمثال مبارک دانشمند بزرگ حضرت علامه محمدباقر مجلسی

    تصویری که به عنوان علامه محمدباقر مجلسی مشهور است. این عکس از روی تابلوی نصب شده بر تربت ایشان برداشته شده است.
    ارسال شده در 1386/05/03 ساعت 08:48
    طبع خرما
    طبع خرما

    ارسال شده در 1386/05/03 ساعت 08:44
    برگی از قرآن کریم از قرن سوم هجری نمونه زیبایی از خط کوفی
    برگی از قرآن کریم از قرن سوم هجری نمونه زیبایی از خط کوفی

    کتابت کوفی قرآن کریم سوره محمد : ... أموالکم (36) إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا ويخرج أضغنكم (37) هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا في سبيل الله ... مرکب رنگی و طلا بر پوست آهو، در ابعاد 23.8 در 33.3 سانتیمتر. از موزه The Metropolitan Museum of Art در نیویورک، به نقل از Islamic Calligraphy به کوششAnnemarie Schimmel. جناب آقای محمود امیدسالار در یادداشتی که بر یکی از تصاویر گالری کاتبان (برگی از خمسه امیرخسرو دهلوی نسخه قرن هفتم) نگاشته اند، متذکر شده اند که بسیاری از آثار این موزه جعلی هستند. قضاوت درباره این برگ از قرآن کریم هم شاید بدین آسانی نباشد. انتساب آن به قرن سوم بنا بر یادداشتی است که به قلم پروفسور آنه ماری شیمل در کنار آن درج شده است و بنده عینا نقل میکنم.
    ارسال شده در 1386/04/06 ساعت 11:24
    برگی از قرآن کريم به خط یاقوت مستعصمی مورخ 681 هجری
    برگی از قرآن کريم به خط یاقوت مستعصمی مورخ 681 هجری

    A Highly Important Qur'an by the Scribe Yaqut al-Musta'simi and Dated 681 A. H./1282 A. D. Baghdad
    ارسال شده در 1386/04/06 ساعت 11:22
    آرشیو
  • ۱۳۸۱
  • اسفند
  • ۱۳۸۲
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • مهر
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۸۳
  • فروردين
  • ۱۳۸۴
  • خرداد
  • ۱۳۸۵
  • ارديبهشت
  • مرداد
  • شهريور
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • بهمن
  • ۱۳۸۶
  • ارديبهشت
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • آبان
  • دي
  • ۱۳۸۷
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • مهر
  • آبان
  • ۱۳۸۸
  • ارديبهشت
  • دي
  • اسفند
  • ۱۳۸۹
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • دي
  • ۱۳۹۰
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • خرداد
  • تير
  • اسفند
  • آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۳۴۸۹۹ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۳۱


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Tazkereh.com
    2006-5-20

    استقبال حافظ

    زلفت بدین سپاه پریشان، جهان گرفت
    آری جهان به زلف پریشان توان گرفت

    شاهان اسیر نرگس پرفتنه تو اند
    با این دو چشم، ملک خراسان توان گرفت

    با خال لب، که پیر و جوان را اسیر کرد
    آرام جان ز پیر جماران توان گرفت

    از هجر چشم های تو جان داده ام بیا
    با دیدن نگاه تو جان می توان گرفت

    علی طباطبایی یزدی
    11/11/2011

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 3:41 بعدازظهر (نظر بدهید)

    سپیای رئیس سادات

    آواز سپیای رئیس سادات، با آن ته رنگ کهنی که دارد، مرا با خود به دوره صفوی می برد. ای دل نه هزار عهد کردی کاندر طلب هوی نگردی؟ خیلی قدیمتر از آوازهای قاجاری است که تا کنون شناخته ام و طعم ساده و شیرینی چون پولکی دارند. این آواز با این رنگ سپیا که بر آن است، طعم عمیق گز بادام دارد. کمی میترسم، تو گویی با تار و پود تن و جانم سر و کاری دارد. کاربرد «ترنم» در کار رئیس سادات هم حکایت از دیرینگی دارد.

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 3:34 بعدازظهر (نظر بدهید)

    بی مثال

    قم شوره زار خشک و بیابانی و عبوس
    تهران هوا گرفته و بارانی و کسل

    اهواز پرغبار و، مه آلود اردبیل
    چالوس، نیمه ابری و مرطوب و معتدل

    از بارش مداوم باران به روز و شب
    در رشت گشته کوی وخیابان پر آب و گل

    نوروز گر هوای تفرج نموده ای
    شیراز معدن لب لعل است و کام دل!

    سید علی طباطبایی
    26 اسفند 1390

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 4:00 بعدازظهر (نظر بدهید)

    سلام بر حسین ع

    از سعید بیابانکی که خداش در همه حال از بلا نگه دارد باید بگویم که شعرش ترجمه احوال انسانهای غریبی است که چشم دارند و می بینند، گوش دارند و می شنوند!



    سلام بر حسين (ع)


    يخچال آب سرد پر از يخ
    لم داده بود کنج خيابان

    ره می سپرد تشنه و خسته
    شاعر قدم زنان و پريشان

    *

    شاعر ميان قحطی مضمون
    گويا رسيده بود به بن بست

    يخچال آب سرد به او داد
    يک کاسه طلايی و يک دست

    *

    سر زد ميان آينه آب
    يک صيد دست و پازده در خون

    يک کشتی نشسته به صحرا
    يک کشته فتاده به هامون

    *

    گل کرد يک تغزل خونين
    مثل عطش ميان دو لب هاش

    آن کاسه طلايی و يک دست
    شد آفتاب روشن شب هاش

    *

    ره می سپرد تشنه تر از پيش
    شاعر ميان نم نم باران

    يخچال آب سرد پر از يخ
    لم داده بود کنج خيابان...

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ دوشنبه 20 تير 1390 ساعت 11:14 بعدازظهر (نظر بدهید)

    شیدای عالم

    برای شیدای نازنینم گفتم، که جامع کمال و ادب و هنر است و در غوغای ناهنجار قم، از دلبستگی های من است. به یادگار در اول یکی از کتابهایش نوشتم.
    به خط شکسته بخوانید

    مولوی با آن دل عاشق که داشت
    در غزلهایش تو را گم کرده بود

    محو رویت بود سعدی، عشق تو
    سینه اش را پر تلاطم کرده بود

    یادی از شهد لبت خیام را
    همنشین ساغر و خم کرده بود

    حافظ ار نقش خیالت دیده بود
    ترک شیراز از ره قم کرده بود

    علی طباطبایی یزدی
    خرداد 1390

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ دوشنبه 30 خرداد 1390 ساعت 9:52 بعدازظهر (نظر بدهید)

    مخمس آویزانیه

    برای فرهمند عزیزم سرودم:

    هرچند روز و شب همه ناز تو می خریم
    ره بر شمایلت به نگاهی نمی بریم
    سوگند بر کسی که بدو سجده می بریم
    بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
    دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

    ای صاحب کرامت و ای مایه ادب
    ای همنشین باده و ای همدم طرب
    ما را رها نموده پریشان به روز و شب
    ما با تویم و با تو نییم اینت بوالعجب
    در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم

    گشتیم از جفای تو نالان و ناتوان
    آمد بهار و جور تو اش کرد چون خزان
    بسیار خوانده ایم در اشعار این و آن
    کز دشمنان برند شکایت به دوستان
    چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

    علی طباطبایی یزدی
    فروردین 1390

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ پنجشنبه 29 ارديبهشت 1390 ساعت 9:27 بعدازظهر (نظر بدهید)

    بهاره

    برای بهاره شکیبا گفتم، در وصف دلدادگی یکی از اولین دیدارهامان


    بهاره با من و من با بهاره دلشادم
    به من سپرد دلش را، به پاش جان دادم

    دل بهاره برایم، دلم برایش زد
    بهاره گشت چو شیرین و من چو فرهادم

    بهاره گل شد و رویید در میان دلم
    بهار شد همه ایامِ تیر و مردادم

    نیاوَرَد شب هجران خدای بر سر ما
    فراق روی تو جانا کـَـنـَـد ز بنیادم

    بهاره جان شب هجران تو خود شکیبایی
    من از تو صبر ندارم، برس به فریادم

    علی طباطبایی یزدی

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ جمعه 19 فروردين 1390 ساعت 3:01 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    عشق بی سرانجام

    دیشب ز چشمش عشق می‌بارید، خود دیدم
    ای کاش می‌شد، از دو چشمش بوسه می‌چیدم

    یک بار رفتم تا نـَهم لب بر لبش، نگذاشت
    از کرده‌اش خیلی پشیمان بود، فهمیدم

    یک شب به خوابم آمد و آغوش خود بگشود
    دیگر، شبی بی یادِ آغوشش نخوابیدم

    گفتند عشق آسان نماید اولش، اما
    آخر دمارت را درآرد، لیک نشنیدم

    امشب شب وصلش به کام دیگران است! آه
    قسمت نبود این عشق، یا من دیر جنبیدم؟

    علی طباطبایی یزدی

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ چهارشنبه 17 فروردين 1390 ساعت 8:46 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۲)

    نسخه خطی

    از خاطراتِ يک شب است كه اکنون در ميان يادداشت‏ هايم يافتم. از دوره‏ اى ست كه در كتابخانه مجلسِ تهران مشغولِ فهرستنگارىِ نسخه‏ هاى خطى بودم و روزى در بررسى نسخ ناگهان نگارين نسخه‏ اى سروقد به اتاقم آمد و صبر و عقلم ببُرد و طاقت و هوش.. و مرا در عوالمِ نسخه‏ شناسى گُم كرد!

    صبح از خواب چون شدم بيدار
    زود رفتم دوباره بر سرِ كار
    نسخه‏ ها را يكى يكى ديدم‏
    زان ميان نسخه‏ اى پسنديدم‏
    كه هنرمندى از زمان قديم‏
    زده بر آن نقوشى از اسليم‏
    گفتم اين شاهكار دوره زند
    در دو عالم تک است و بى‏مانند
    كه چون اين كار در جمال و كمال‏
    نبوَد در جهان بدين منوال‏
    ناگه از در درآمد آهويى‏
    سروقدّى، بلند گيسويى‏
    آمد و با ادب سلامم كرد
    با سلامى عسل به كامم كرد
    بيست ساله بتى چو روى بهار
    گونه تبدار و نرگسش بيمار
    غنچه بود و بهاره نامش بود
    قند و شهد و شكر به كامش بود
    خط و تذهيب و جدولش بى چون‏
    حُسنِ پيشانيش ز حد بيرون‏
    بكر و دوشيزه بود و آماده‏
    نه ز اوّل نه آخر افتاده‏
    نه بلاغى نه نسخه بدلى‏
    همه روشن به خط نسخ جلى‏
    فقط از صُنعِ ربّ سبحانش‏
    مانده مُهرى به صفحه عنوانش‏
    كاغذش بُد سفيد همچون برف‏
    قرمزىّ لبانش از شنگرف‏
    وه كه از طبعِ شوخ و شيرينش‏
    خنده مى‏زد كمندِ زرينش‏
    با كمند و جداولِ زرّين‏
    دل و دين برد از منِ مسكين‏
    آمد و روبروى من بنشست‏
    گفتم اين را نمى‏ دهم از دست‏
    نه نشانى نه نقطه اى كم داشت‏
    زير ابرو، اجازه‏ اى هم داشت!
    آرى از طبعِ شوخ و بزم آرا
    خط ترقين زده به خير و به لا
    گفتم از هر درى سخن با وى‏
    ز گل و بلبل و ز ساقى و مى‏
    كردمش با دروغ‏ ها مشغول‏
    تا قرارِ شبم نمود قبول!
    نرميَش بود از ابتدا معلوم!
    گشت يارم چو راحة الحلقوم!
    هرچه گفتم قبول كرد آرى‏
    دلبرى بود و خيره طرّارى‏
    رفت از پيشِ من به عشوه و ناز
    مانده‏ ام با خيالِ او دمساز
    گشته‏ ام غرقِ حيرت از آن يار
    وقِنا ربَّنا عذابَ النار
    مانده‏ ام در خيال مالامال‏
    مست و شيدا و دل پر از آمال‏
    شوقِ ديدارِ يار كورم كرد
    از طريقِ صواب دورم كرد
    هرچه بود از كتاب و دفتر و كار
    بوسه دادم گذاشتم به كنار
    دارم انديشه مى‏ كنم تا شام‏
    چه كنم تا شود قضيه تمام‏
    شامِ امشب، چقدر رؤيايى ست‏
    ساغرم بعدِ شام، مينايى ست‏
    در دلم وَه چه شور افتاده ست‏
    كه شكارم به تور افتاده ست‏
    با بهاره قرار دارم من‏
    يک دلِ بى قرار دارم من‏

    علی طباطبایی یزدی
    اول ژانویه 2011

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ شنبه 11 دي 1389 ساعت 5:52 بعدازظهر (نظر بدهید)

    در مذمت آنان که همت ایشان تمام مصروف شراب و طعام است من سلسلة الذهب

    خواجه را بین که از سحر تا شام
    دارد اندیشه شراب و طعام

    شکم از خوشدلی و خوش حالی
    گاه پر می کند گهی خالی

    فارغ از خلد و ایمن از دوزخ
    جای او مزبله است یا مطبخ

    کار او بهر نفس پروردن
    روز و شب ریدن است یا خوردن

    معده فاسد ز اشتهای دروغ
    می‌دهد تیز(1) و می‌زند آروغ

    زین دو باد عفن ز طبع کثیف
    داد بر باد نقد عمر شریف

    بس که زد معده بر دماغش دود
    روزن عقل شد بر او مسدود(2)

    چون شود پر دهان و آس شکم
    گردد از سینه علم و دانش کم

    هرکه را بنگری ز دشمن و دوست
    قیمت او به قدر همت اوست

    هر که را همت این بود که مدام
    رودش در درون شراب و طعام

    قیمت او اگر بیفزاید
    آن بود کز درون برون آید

    چه از این زشت تر بود به جهان؟
    که طفیل شکم کنی دل و جان


    1. تیز به معنی باد شکم است اگر صدادار باشد و با فعل «دادن» به کار می‌رود.
    2. البطنة تذهب الفطنة.

    ارسال شده توسط سید علی طباطبائی يزدی در تاريخ دوشنبه 25 مرداد 1389 ساعت 3:52 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)